|
من هیچ حقی ندارم. من تو این مملکت لعنتی خودم هیچ حقی ندارم!!! + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 19:25 توسط میرتل گریان |
دستهایم تند و تند کار میکنند و دلم مرتب میتپد، میلرزد، میریزد. تنها کاری که دست و دلم به آن نمیرود نوشتن است، این روزها.
امروز روز زن است و آمده ام بگویم جای تبریک ندارد این چیزها. مبارک است که زن شده ای! اشکالی ندارد که کروموزوم Y تو X از آب درآمده، به هر حال همه که نمیتوانند کامل باشند. امروز را برای این به تو اختصاص داده ایم که بدانی قابل احترام هستی، البته فقط امروز! از فردا دوباره در خیابان به تو تنه میزنیم و زیر پا لهت میکنیم. راستی، روزت مبارک باشد! دسته گلی که برایت خریده بودم را دیدی؟ + نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1384 21:15 توسط میرتل گریان |
|