تبليغاتX
نغمه های من

نغمه های من

 

دلم برای همه چیز میسوزد و مثل دخترهای لوس همه اش گریه میکنم، آنقدر که از حال میروم و خوابم میبرد. باید یک چیزی باشد که این همه دل آدم میگیرد.

امروز دوباره روز زن بود، برای مادربزرگ یک گلدان بردم، و دلم سوخت که مهربان و تنها و صبور است. به مادر یک گلدان دادم، و دلم سوخت که مهربان و تنها و صبور است.دیدم که دل آنها هم برایم سوخت. دوست نیامد، میگفت اشتیاقی برای دیدنش نشان نداده بودم. آخر اشتیاق داشتن، شاد بودن، تحمل کردن کمی سخت شده است. دلم برای خودم میسوزد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 1:58 توسط میرتل گریان |


 

قلبش خیلی تند میتپیده و دست و پایش بی حس بوده. میگوید دراز کشیده رو به قبله، چشمهایش را بسته و لبخند زده که وقتی پیدایش کردند بگویند با خوشحالی از این دنیا رفته. حتما فکرهای دیگری هم کرده، به من که نمی گوید! لابد فکر کرده که چه کسی پیدایش میکند و چه کسی از مردنش غمگین میشود. چه کسی بیمه اش را میگیرد و ارثش را چطور تقسیم میکنند. به من هم فکر کرده، شاید.

سه ساعت و نیم است که اینجا نشسته ایم تا دکتر سرش خلوت شود. عاصی شده ام. او مرتب دستش را بالا و پایین میبرد و حرف میزند و من فاصله میگیرم که دستش به من نخورد. نگاهی می اندازم به شکم برآمده و موآلود او، و فکر میکنم که چطور مرتکب بچه هایش شده است. دکتر به من لبخند میزند. از خودم میپرسم، من از نزدیکان بیمار هستم یا از همراهان او؟

این همه بیگانگی را دوست ندارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 1:36 توسط میرتل گریان |


SILENCE X

نویسنده: میرتل گریان روح دخترکی است که درون مستراح مینشیند و گریه میکند...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

رد پای من
فریادی در امتداد هستی
شب نویس
احمقانه
دخترک
قلم هاي كاغذي
سوء هاضمه
ساحل آرامش
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

وبلاگ قبلی من
آفتاب می شود جدید
آفتاب می شود قدیم
آیدا
امروز
زندگی شاید همین باشد
Amnestica
It's my GoOdOoIsH life
Exquisite Whispers
Wenn alles schweigt
Reticent Words
جاری در لحظه های ناب بودن
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فرزانگان 82
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فیزیک دانشگاه تهران
عکسهای جشن فارغ التحصیلی



Design by : Night Skin