تبليغاتX
نغمه های من

نغمه های من

راه میروم و غر میزنم و دنبال غذا میگردم. غذا که پیدا میکنم اشتها ندارم.

به مامان گفتم پیتزا سفارش بدیم. مامان خوشحال شد. بعد یادم افتاد که شب چشمام باد میکنه و صبح از هم باز نمیشه. یادم افتاد که اصلا" من شبها شام نمیخورم. یادم میره به این راحتی. سفارش ندادیم.

الان که اینو مینویسم دوباره دلم پیتزا خواست. از صبح توی لوپ افتادم انگاری.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 19:44 توسط میرتل گریان |


همه چیز ردیف شد. ردیف ردیف. این روزها دعوا مرافعه اطرافم زیاد شده. فکر، فکر، فکر. درسها هم که همیشه هست.تلفن بابا هم مدام اشغال است. بوق بوق بوق. چراغ گوشی هم مدام روشن و خاموش میشود. زنگ میخورد یعنی؟ بعید میدانم.

 کسی با من کاری ندارد. حتما" تلفنم خراب شده. آخر چند وقت است که زنگ میخورد، گوشی را برمیدارم و هیچ چیز نمیشنوم. یعنی اول ها یک چیزهایی میشنیدم، اما حکما" خیالات بوده. آن طرف چیزی نیست، میدانم. مثل آدمی که سکیزوفرنیا داشته باشد، خیالات کرده باشد، یک همچین آدمی بوده ام من.

مهمان شده بودم واحد مجسمه سازی. بعد از سه هفته که حوصله کردند جلسه بگذارند قبولم نکردند. ردیف شده است دیگر، من که از اول گفتم. بغضم میگیرد به خاطر آن همه چوب و شیشه و چسب و فوم. به خاطر گل، گل مجسمه سازی. که اجازه داده ام بیاید و سرتاسر زندگیم را بگیرد. بعد قبولم نکنند آن استادهای مو بلند با دانشجوهای لوند و جذاب.

هر کسی جایگاهی دارد، من این را نفهمیدم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 11:24 توسط میرتل گریان |


SILENCE X

نویسنده: میرتل گریان روح دخترکی است که درون مستراح مینشیند و گریه میکند...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

رد پای من
فریادی در امتداد هستی
شب نویس
احمقانه
دخترک
قلم هاي كاغذي
سوء هاضمه
ساحل آرامش
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

وبلاگ قبلی من
آفتاب می شود جدید
آفتاب می شود قدیم
آیدا
امروز
زندگی شاید همین باشد
Amnestica
It's my GoOdOoIsH life
Exquisite Whispers
Wenn alles schweigt
Reticent Words
جاری در لحظه های ناب بودن
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فرزانگان 82
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فیزیک دانشگاه تهران
عکسهای جشن فارغ التحصیلی



Design by : Night Skin