|
غیر آشفته ترین چیزی که برای نوشتن دارم، آرزوهایی است که به قرتی بازی هایم بر می گردد. هر از چندگاهی روی desktop note لیستشان می کنم و سعی می کنم ندانم که با یک restart پاک می شوند. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 23:54 توسط میرتل گریان |
توی بلاگفا "میرتل" رو جستجو کردم ببینم چی گیر میارم.
یکی از دوستداران هری پاتر در مورد معنای سمبلیک زندگی در دستشویی نوشته بود... + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 23:12 توسط میرتل گریان |
نبودن و بودنش هر دو عذاب است. + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 23:45 توسط میرتل گریان |
به فهمیدنش عادت کرده ام،
و ناخواسته سعی میکنم درک کنم، در حالی که آشکارا میدانم، نمیخواهم. + نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 12:53 توسط میرتل گریان |
تو اين دنيا اگه بخواي كسي رو به گا ندي خودت به گا مي ري.
گویا اين جمله از كتاب گفتگو در كاتدرال است. + نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 18:26 توسط میرتل گریان |
مثل روح ها، روی زمین نیستم. از رفتارهایم معلوم است که در حالت عادی به سر نمی برم. از فشار خروارها کار می نالیدم که یکی گفت برنامه ی درسی ترم بعد اعلام شده است. دنیا روی سرم خراب شد انگار. همین یکی را کم داشتم. وقتی هم کلاسی اضافه کرد که تا هفته ی بعد فرصت داریم و جای نگرانی نیست، کمی آرام شدم. بعد رفتم به تنها جایی که باقیمانده های مغزم در آنجا کار میکند، و یادم افتاد که من ترم بعد فقط پروژه دارم و اصلا" نیازی به انتخاب واحد ندارم! در این حد روح شده ام! + نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 23:27 توسط میرتل گریان |
|