|
کریستمس است و ما فرجه داریم، فرجه ی کوفتی. ترور بحث روز است. قرار است با امتحانها ترورمان کنند، و پسر آلمانی هم کلاسی ام به من می گوید تروریست، حتما" به قیافه ام می آید! خیابانها قشنگ می باشند، ما ولی به مانند زهر مار می باشیم، بی دلیل. همه چیز خوب است. همه چیز خیلی خیلی خوب تر از آن است که می توانست باشد. هم سلولی ام خوب است، سلولم قشنگ است. از هر ملیتی دوست پیدا کرده ام، جغرافیم هم بهتر شده است. هر نوع شکلات و بیسکویت و پنیر و بستنی که بخواهم در مغازه ها هست. موهایم را با انواع شامپوهای خوشبو می شویم، جذاب هستم. در مغازه ها هر چیز را که بخواهم امتحان می کنم، نمیخرم و کسی بهم چشم غره نمی رود. دلم تنگ نیست. خوشی هم زیر دلم نزده است. فقط کمی زهر مارم، که انشاالله به زودی درست می شود. از بس که حواسم پرت است همه چیزم را گم می کنم. کارت بانکم مهمترین چیزی نبود که گم کردم، خودم را نمی دانم کجا انداخته ام که نیست. + نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 21:5 توسط میرتل گریان |
متاسفانه همیشه شبهای گزارش کار نویسی به وبلاگ نویسی می افتم. تحمل بنمایید، بهتر میشوم. اوضاع خراب می باشد. اوضاع به شدت خراب می باشد. خودم هم نمی دانم در چنین شرایطی از کدام خراب شده ای این همه آرامش سراغم آمده است که به وبلاگ نویسی افتاده ام. شاید می خواهم میزان باحالی ام را به رختان بکشم، که چطور می توانم با داشتن ۶ صفحه مشق و یک امتحان بی پدر مادری که روی هم لااقل ۶ ساعت دیگر کار دارد، همچنان به بی غیرتی خود ادامه بدهم. به رختان کشیده شد؟ من بروم گزارشم را بنویسم. + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 5:6 توسط میرتل گریان |
آلمانیها و فرانسویها و هندیها و چینی ها. گزارش کار و آزمایش و گزارش کار. Facebook و گزارش کار. پاب، هندی بی جنبه و گزارش کار. ساندویچ ham & cheese و گزارش کار. قهوه و بی خوابی و گزارش کار. آلمانی ها و مرد سالاری و گزارش کار. حمام، شستن لباس، هوای سرد، موهای خیس و بی خوابی. زبان اسپانیایی و امتحان و قوز بالاقوز. فارسی از یاد رفته و کردان که رئیس حفظ چی چی زبان فارسی شده و facebook و youtube و گزارش کار. مترویی که دم به دم از کار می افتد، کمبود اعتماد به نفس، دلتنگی و گزارش کار. از چه بنویسم؟ گزارش کار؟! حرف زدن هم یادم رفته است. + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 3:57 توسط میرتل گریان |
|