تبليغاتX
نغمه های من

نغمه های من

نه اینکه آدم لوسی باشم، نه اینکه دلبسته ی گذشته هایم بوده باشم، نه اینکه اینجا را دوست نداشته باشم؛ نه. همه ی اینها را قبلا" هم گفته ام. منطقی که نگاهش کنی، روال کار خوب خوب است. خودم هم درک نمی کنم که چرا گاهی بی دلیل بغضم آماده ی ترکیدن است. نمی فهمم. درک نمی کنم. همه چیز خوب است. آناناس خریده ام با یک میوه ای که حتی اسمش را هم نمیدانم1.  اینجا دستگاه های ترد میل شان رویش تلویزیون سوار است؛ نه مثل آن مکانیکی های در پیتی که در ورزشگاه بلوک 16 داشتیم که چند تا لوله را به هم وصل کرده بودند و اگر می خواستی رویشان راه بروی صدای قیژ قیژش اعصاب معلم ورزش را خرد می کرد. زندگی خوب به همین چیزهاست دیگر، خوردنی های جدید، لباس های با کیفیت، دسترسی آسان به هر چیز متنوعی که بخواهی، تکنولوژی، روابط اجتماعی خوب. من خوبم، اینجا که می نویسم بهترم.

دروغ چرا، دلم کمی تنگ محبت است. نه اینکه اینها مهربان نباشند، اما در مجموع میزان محبت دریافتی در روزم به شدت پایین آمده است. به مغازه دار ها، صندوق دارها، راننده اتوبوس ها، به همه شان لبخند می زنم. گاهی آنقدر زیادی مهربانم که احمق به نظر می رسم. امروز امتحان داشتم، سوالی که نباید جواب می دادم را به جای سوالی که باید جواب می دادم، جواب دادم. نمره ها که بیاید، احتمالا" هم کلاسی هایم مطمئن می شوند که احمقم. تعدادی شان معتقدند که ما دختریم و تا اینجا راه یافته ایم که تعادل جنسی دانشجویان را حفظ کنیم، به این مفهوم که لزوما" در حد پسرهای کلاس نبوده ایم. این را تعریف می کنند و دختر فیلیپینی کلاسمان هم می خندد. نمره ها که بیاید، این هم بهشان ثابت می شود. من به دریافت محبت از آدمهایی نیازمند شده ام، که لزوما" در حالت عادی دوستشان نداشته ام.

پس فردا دوباره دو تا امتحان پایان ترم دارم. موفق می شوم. می خواهم که بشوم.

پ.ن1: اندازه ی شاه بلوط است و صورتی است و پوستش کمی خار دارد. یک هسته ی قهوه ای دارد. گوشتش مثل ماهی است اما مزه ی لیمو شیرین می دهد.

پ.ن 2: اسمش به زبان چینی لیج است!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 18:10 توسط میرتل گریان |


ف، الف، ر، سین، ی. فارسی!

به همان سادگی که زبانت را نمی فهمند، زبانت را هم نمی فهمند!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 1:16 توسط میرتل گریان |


متاسفانه اینترنت پرسرعت مجانی در شبهای امتحان چیز بسیار بدی است. متاسفانه من تنها کاری که میکنم متاسف شدن است. یا میزان غیرتم خیلی پایین است یا اعتماد به نفسم بالا. به هر حال اینجا بیشتر از این اثر جرم باقی نگذارم بهتر است. دیوار کو؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 3:1 توسط میرتل گریان |


دیوار لا مذهب هم جا خالی می ده! د بذار بکوبم این کله رو!!

متاسفانه نویسنده ی این بلاگ قاطی کرده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 23:4 توسط میرتل گریان |


SILENCE X

نویسنده: میرتل گریان روح دخترکی است که درون مستراح مینشیند و گریه میکند...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

رد پای من
فریادی در امتداد هستی
شب نویس
احمقانه
دخترک
قلم هاي كاغذي
سوء هاضمه
ساحل آرامش
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

وبلاگ قبلی من
آفتاب می شود جدید
آفتاب می شود قدیم
آیدا
امروز
زندگی شاید همین باشد
Amnestica
It's my GoOdOoIsH life
Exquisite Whispers
Wenn alles schweigt
Reticent Words
جاری در لحظه های ناب بودن
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فرزانگان 82
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فیزیک دانشگاه تهران
عکسهای جشن فارغ التحصیلی



Design by : Night Skin