تبليغاتX
نغمه های من

نغمه های من

صبح لندن را ترک می کنم. قرار است دوباره آدمهای جدید ببینم و سعی کنم درکشان کنم و بعد بهشان دل ببندم و باز بگذارم بروم یک جای دیگر. خسته ام. الان نه مذهب و اعتقادات و رنگ آدمها برایم مهم است، نه اعتیادشان و نه هیچ چیزی غیر از ماندگاریشان.

برایم مهم نیست. مهم نیست که می آیند و آدم را جذب می کنند و به روی خودشان نمی آورند. دست آدم را توی پوست گردو می کنند و آدم میماند چه کند، آخرش از سر اجبار می رود پی کارش. لعنت. لعنت به همه ی انسانهای دوست داشتنی، که سخت ترین مشکلات را همین ها درست می کنند. همیشه آدم در مقابل آدمهای دوست داشتنی تر، شکننده تر است. نه می تواند احساسش را بروز دهد، نه می تواند ندهد. مجبور است وانمود کند که از نظر احساسی بالغ است و با تصمیمات طرف مقابل موافق است و او را در حد معقول دوست دارد، وگرنه طرف از ترس مواجه شدن با یک عاشق روانی دمش را میگذارد روی کولش و فرار می کند. بعد از عمری بالا و پایین کردن، یک آدم قابل تامل که پیدا بشود حتما" می آید بالا و پایین آدم را پایین و بالا می کند!

حوصله ی شرح دادن ندارم. قصه را کوتاه می کنم، چون همه میدانند. دوست داشتن کسی که دوستت ندارد درد دارد، خصوصا" اگر مغرور باشی. اما خیالی نیست، مثل این سنیتیسرها* زودی میپرد.


*: ضد عفونی کننده ی دست به جای صابون که نیاز به آبکشی ندارد و خیلی باحال است. با پوست دست سازگار است و میتواند بوی خیار هم بدهد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 15:39 توسط میرتل گریان |


SILENCE X

نویسنده: میرتل گریان روح دخترکی است که درون مستراح مینشیند و گریه میکند...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

رد پای من
فریادی در امتداد هستی
شب نویس
احمقانه
دخترک
قلم هاي كاغذي
سوء هاضمه
ساحل آرامش
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

وبلاگ قبلی من
آفتاب می شود جدید
آفتاب می شود قدیم
آیدا
امروز
زندگی شاید همین باشد
Amnestica
It's my GoOdOoIsH life
Exquisite Whispers
Wenn alles schweigt
Reticent Words
جاری در لحظه های ناب بودن
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فرزانگان 82
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فیزیک دانشگاه تهران
عکسهای جشن فارغ التحصیلی



Design by : Night Skin